راه حلی هست؟
نمیدونم خودم زیادی حساس شدم، یا راهی هست برای این مشکل
من بعد از اون اتفاقات و مخصوصا بعد از زایمان، هرکسی که میومد خونه ام، در یخچال و کابینت رو باز میکرد و راستش برام مهم نبود
اما الان که یخورده بهترم و سعی دارم کنترل شرایط رو به دست بگیرم، دوست ندارم کسی این کار رو انجام بده، مخصوصا بی اجازه
مثلا امروز تماااام کابینت ها رو زیر و رو کردم که یه گوشت کوب پیدا کنم
انگار تو خونه ی خودم با وسایل خودم غریبم
به زنعمو توضیح دادم که وقتی اینجایی، ترجیح میدم میمچه رو سرگرم کنی، و خودم به کار های خونه برسم
متوجه شد و تمام
اما مادرشوهر و مادربزرگ متوجه نمیشننننن
میگم فلانی جان، وقتی وسایل رو جابجا میکنی، من به سختی پیداشون میکنم
دوست دارم خودم کاهاری خونه، مخصوصا آشپزخونه رو انجام بدم
اما هربار که مادربزرگ میاد، هرچیزی که دلش میخواد رو جای جدیدی میذاره
مادرشوهر هم همینطور
بعد اینطوری نیست که بگم پگاه جان، لااقل تو کوتاه بیا و به چیدمانشون عادت کن
هر کدوم روش خودشون رو دارن و روش دیگری رو قبول ندارن
درصورتیکه اگر میمچه سرگرم باشه، خودم به راحتی به کارها میرسم
تازه یه خرده هم میمچه ازم دور میشه و از سر و کولم بالا نمیره
یعنی هییییچ نیازی نیست همچین زحمتی بکشن
اما میکشن
و اعصاب من خورد میشه